الشيخ علي المشكيني
57
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
شدهاى . اين شما كه هميشه هستيد ، آن روان شماست و الّا اين بدن ، اين لباس چند روزه روان ، اين لباس را خواهيد كند و از اين جهان به جهان ديگر خواهيد رفت . آن روان را « نفس » مىگويند ، زيرا كه شما آنيد و آن ، عين شماست . اين روان را « قلب » نيز مىگويند . يكى از نامهاى روان شما قلب است ، زيرا حركت شما ، سكون شما ، قلب و انقلاب شما ، و تمام حركتهاى شما معلول آن است . پس اوست كه مقلب است ، اوست كه سرتا پا حركت است . نام روانتان بدين مناسبت « قلب » است . يكى از نامهاى شما و روان شما « صدر » است ، زيرا در حقيقت آن است كه در ميان سينه شماست . در اينجا ، اسم ظرف بر مظروف اطلاق شده است . يكى از نامهاى روان شما « عقل » است . « عقل » به معناى قوّه آمده است ، ولى در اينجا به معناى مدرك است ؛ يعنى وقتى شما درك مىكنيد ، مىفهميد ، قدرت فهم داريد ، كليات را درك مىكند ، آن روان شماست كه درك مىكند . بنا بر اين ، شما جوهرهاى داريد به نام روان ، به نام روح ، به نام نفس ، به نام قلب ، به نام صدر و به نام عقل . آن جوهره اوصافى دارد . تا حال يك بعد از سه بعد اخلاق ، عرض شد . اما اين روان شما ، بر طبق تحقيق علماى اخلاق ، داراى اوصاف و حالات و ملكاتى است ؛ يعنى روان شما چنان است كه حالتى و صفتى به سادگى عارض آن مىشود و به زودى از بين مىرود . مثل اين كه از كسى خوشتان مىآيد ، ساعت ديگر از او بدتان مىآيد . حبّ و بغض از حالات روان شماست . برخى از اوصاف روان شما ، به نام « حالات » خوانده مىشود . اما برخى ديگر « ملكات » است ، يعنى هميشه هست . به اين زودى پيدا نمىشود و به زودى هم زايل نمىشود . اين اوصاف پايدار را « ملكات » مىگويند . شما روحتان داراى « ملكه » ، يعنى عوارض دائمى است . اين ملكات انسانى است كه « اخلاق » ناميده مىشود . علما در بارهء اين ملكات ، سخنها گفتهاند ، و ملكات روانى انسان را به چندين قسم ، تقسيم كردهاند . بعضى از ملكات شما « موروثى » و بعضى « اكتسابى » است .